محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

578

اكسير اعظم ( فارسى )

مائى باشد در آن دوام نكنند و از پس حمام مبادرت به تناول غذا ننمايند بلكه صبر كنند و بر آن خواب نمايند و يا حركت و رياضت كنند بعده استقرار نمايند بعد آن شى لطيف از طعاميكه خون كم تولد كند بخورد و همچنين واجب است كه دلك او محلل متواتر باشد در تهزيل اعضاى جزئيه مثل پستان و خصيه و دست و پاى و مانند آن و در اين تدبير نيز به سوى احوال و شروط كه در تهزيل مطلق گفته شد رجوع كرده شود و اعانت بمعينات مختص بدان نموده آيد و بر اين اعانت كند مثل تسكين او و تبريد او و بستن مسالك غذا به سوى او و بستن رباط و ادامت او بر آن مسالك و جذب غذا به سوى مقابل او و بايد كه ادويهء مستعمله در آن شديد القبض باشد و ادامت استعمال او كنند و از اطليه كه خصيه را از كبر و پستان را از عظم بازدارد و اين است كه بگيرند قيموليا و سفيداب ارزيز و بعصارهء بيخ و روغن مورد آميزند و به طريق مروخ استعمال كنند و ادامت طلا بحكاكهء حجر مسن كه بعض آن بر بعضى بسايند به سركه يا بعصارهء بيخ كنند و همچنين كثرت طلا بشب هر روز و يا بگيرند طين حر و زيره به سركه سرشته ضماد كنند و بر آن پارچهء مبلول به سركه سه روز گذارند بعد از آن بگشايند و پياز سوسن سفيد بر آن بندند و سه روز ديگر نگشايند و اين فعل در ماهى سه بار كنند . ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه چيزهاى تلخ و شور بايد خورد و در طبيخ آنها توابل گرم بيشتر بايد كرد چون فلفل و خردل و زيره و كرويا و سير و بر تشنگى و گرسنگى بسيار صبر بايد كرد چنان كه اشتها كه پديد آمده باشد باطل شود و بر بستر نرم نبايد خفت و در آبهاى معدنها نشانند و آب گرم كه در آن نمك و زاج و شب و بوره و گوگرد پخته باشند بجاى آب معدنها باشد و سندروس چهار دانگ و نيم با سكنجبين ممزوج به آب سرد خوردن در اين باب نافع است اين را كشتىگيران استعمال مىكنند تا عضلات و اعصاب ايشان قوى شود و خشك اندام و سبك شوند و نفس ايشان تنگ نشود و خفقان نباشد و در لاغر كردن عضو واحد آنچه مذكور شد چون قى كردن و ادويهء ملطف خوردن و مانند آن در اين باب به كار برند . ابن الياس گويد كه علاج سمن مفرط اجتناب از اغذيه كثير الغذا و لحوم و حلويات و شير و شراب غليظ است و بايد كه اكثر اغذيه صاحب او بقول و ترشىها و اشياى حريفه باشد و همه آنچه مجفف بود از اسهال و ادرار و تعريق و تعب و حركات سريعه قبل غذا و طول مقام در حمام بر خلو معده و مالش به ادهان حاره مثل روغن زنبق و نسرين و خواب بر گرسنگى و بيدارى و غموم و صوم و تفكر بسيار و غضب و تناول اطريفل صغير و كبير و اغذيه و ادويهء حاره و قلىهاى مبزره و سكون در مساكن حاره و تعرض بشمس و اين دوا بدن را به زودى لاغر كند سداب نانخواه باديان تخم كرفس زيره سياه هر واحد پنج درم بورهء سرخ مرزنجوش هر واحد سه درم كوفته بيخته يك مثقال تا دو درم بخورند و يا هر روز كمونى يك مثقال خورند كه اين به سرعت هزال آورد . خجندى گويد كه هر صبح سكنجبين بسيار ترش بنوشند و مزورات حامضه خصوصاً به سركه بخورند . و گويند كه ماكيان غير فربه را در سركهء كهنه يك شبانه روز تر كنند پس بسداب و زيره بپزند و بر آن مداومت نمايند كه لاغر كند . دوايى كه بدن را لاغر كند اطريفل صغير يك جزو ايارج فيقرا چهار جزو آميخته از جمله سه درم در يك مرتبه بخورند . انطاكى در تذكره مىنويسد كه از آنچه هزال را واجب كند مطلقاً گرسنگى است و تناول چيزهاى شور و ترش و جماع و حمام بر خلو خصوصاً چون در آن اقتصار بر هوا كنند و اطالت جلوس و پوشيدن پشم و مو و حركت سخت و تعب و جلوس يا خواب بر مثل ريگ و خاكستر و سردى و رياضت بر گرسنگى و ادامت اخذ مستفرغات از اسهال و تعريق و از مجربات در هزال به سرعت خوردن پودينه به سركه است و خوردن لك و سندروس و مرزنجوش و تخم كرفس و مالش به چيزى درشت و روغن گرم مثل بابونه و نفط . و در نزهت گويد كه نوعى كه احتياج بتسمين بود همچنين حاجت داعى بتهزيل بدن باشد پس كسى كه ارادهء اين كند اسباب خاص او استعمال نمايد مثل خواب بر زمين و دخول حمام بر ناشتا و لباس خشن و مشى در گرمى و ريگ و خوردن ترش و نمكين و ادويهء خاص بدان لك است و نظرون و سندروس و فلفل و پودينه و پياز و سير و گندنا اكلًا و طلاءً بر ناشتا . مؤلف اقتباس نوشته كه سبب فربهى مفرط